تربیت کودک

بعضی آدما،مثل کاکتوسَن

روزی که مطمئن شدم دستتو زخم نمیکنی،برات یه کاکتوس میخرم که بزاریش جلو نور و بهش آب بدی که بزرگ بشه و گل بده و تو هی از دیدنِ گل اش خوشحال شی و نیشت باز شه.
اون روز که برات کاکتوس خریدم بهت میگم که کاکتوسا چقدر محکمن.که یه مدت اگه بهشون آب ندی و بهشون بی توجهی کنی هیچیشون نمیشه و بازم هر روز که از خواب بیدار شی اونجان و دارن بهت لبخند میزنن.
و بهت میگم که اگه به کاکتوست بی توجهی کنی،بعد از روزا و هفته ها و ماهها که دووم آورده و هیچی نگفته،یه روز صبح از خواب بیدار میشی و میبینی خشک شده…خشکِ خشک!
تو اون روز ناراحت میشی،گریه میکنی و حتی شاید خودتو مقصر تمام بلاهایی که سر کاکتوست اومده بدونی!ولی ازون روز به بعد، مهم نیس اگه هر روز بهش آب بدی،مهم نیست که چقدر براش اشک بریزی…حتی مهم نیس که بری آسمون و خورشیدوبراش بیاری پایین…کاکتوست تموم شده.خشک شده و مُرده!به همین راحتی…و بزار بهت بگم:هیچی؛مطلقا غم انگیز تر از نگاه کردن به کاکتوسی که “خودت”مسبب خشک شدنش بودی نیست… و از الان بهت میگم!…”بعضی آدما،مثل کاکتوسَن”

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
بستن